قلاب و ماهیگیر  

درخواست حذف این مطلب
  یک روزی تو برکه ای یه ماهی کوچولو بود یه ماهی شیطون و شاد که از اینور به اونور برکه شنا می کرد خیلی خوشحال بود صبح ها با یه عالمه عشق و امید و آرزو بیدار میشد و شب ها با یه دنیا رویای قشنگ به خواب می رفت   باباش بهش میگفت تو زیادی ساده ای زندگی به این سادگیا نیست یه عینک بدبینی بزن به چشمات اونوقت دنیا رو جور دیگه می بینی اما ماهی کوچولوی قصه ما خیلی خوش بین بود اون دوست نداشت !!! ی بهش بگه تو به آرزوهات نمی رسی اون دوست داشت بره دریا رو ببینه و دن

ادامه مطلب  

بیست و هشت... دروغ!  

درخواست حذف این مطلب
"به نظر من" واسه ازهم پاشیدن یه رابطه ی خیلی خوب و صمیمی ، یا حداقل تبدیل اون به رابطه ی معمولی و چیپ ، فقط یه دروغ کوچولو کافیه... همین کافیه تا دیوار اعتمادهای چندین و چند ساله فرو بریزه و دیگه نتونه کمر راست کنه... + دروغ ، دروغه! چه مصلحتی ( اینو خود ِ ماها در آوردیمااا! وگرنه هیچ جای دین همچین چیزی نداریم) ، چه به هر بهونه دیگه ای... ++ اینجا خیلی خلوت شده. جای خالی خیلیا رو حس میکنم :(

ادامه مطلب  

غذا  

درخواست حذف این مطلب
من دهنم آسف !!! شد که به مادر گرامى بفهمونم که، مادر من، من از بوى گوشت و مرغ و ماهى و قلم و پاى مرغ و زبون و اینجور چیزا بدم میاد، باز در میاد میگه من یه گوووشه ى قابلمه یه تیکه فلان چیزو گذاشتم، بو نمیده که :-| مث اینه که من برم یه گووووشه ى اتاق بشینم بر**م بعدم بگم من کارى به شما ندارم که، من یه گووووشه اتاق یه ذره ر**م. من نمیگم نندازا، میگم اگه انداختى من یه چیز دیگه واسه خودم میخورم. فقط قبلش بگو که آدم گند زده نشه به حالش. بعدم که میگى فلان چیزو ا

ادامه مطلب  

روزمرگی  

درخواست حذف این مطلب
1- سخت ترین کار دنیا حداقل برای من مادری هست...یک شغل تمام وقت که باید به بهترین نحو انجام بشه و خستگی و درماندگی و شب بیداری هم هیچ کدام توجیهی برای بداخلاقی و غرزدن و از زیر کار در رفتن نخواهند بود. 2- 18 روز به همین سرعت گذشت البته گرچه خیلی هم سریع نبود و نی نی کوچولو به همین زودیها 1 ماهه خواهد شد. 3- خانوم مامان هم عزم رفتن !!! د و حاضر نشدند کمی بیشتر اینجا بمونند و یکشنبه هفته آینده به ایران بر می گردند...مامان با اینکه خیلی خیلی کمک بزرگی هست و ا

ادامه مطلب  

آذر ۹۵  

درخواست حذف این مطلب
سلام بر آ !!! ین ماه پاییز سلام بر ماه زیبای آذر سلام بر همه پاییزیهای خوش قلب وارد ماه آذرشدیم امیدوارم بهترین روزها برامون رقم بخوره وبهترین هارو بسازیم امیدوارم خوش بگذرونیدوخوش باشید.از کارهای تابلو بگم که نخ ها به کمک خانواده گوله شدن وآماده برای بافت !!! ب هم با کلی سلام وصلوات نشستم پای دار قالی تمام رنگ ها وگوله نخ هارو اویز !!! به دار قالی چه رنگ های زیبایی چه تابلویی بشه مامانم برای شروع کارم صدقه گذاشت امیدوارم خدا کمکم کنه که بتونم ب

ادامه مطلب  

موزه علم وفناوری  

درخواست حذف این مطلب
سلام به همه خوبان ایشالا که حال همگی خوب باشه البته اگر آلودگی هوا بذاره  خیلی مراقب باشید وفقط برای کارهای ضروری بیان بیرون از خانه.خواهرزاده بزرگم چند هفته پیش از مدرسه رفته بود موزه علم وفناوری خیلی تعریف می کرد ومیگفت یه دفعه دیگه همه باهم بریم منم عاشق موزه رفتنم کلی بهم انرژی میده اینجا اینو داشته باشید تا بقیه اش رو بگم ...پنجشنبه مادر جان تو واحد کناری دفترمون اومده بود برای ماساژ وقرارشد دامادمون مارو ببره برسونه مامان بدای ناها

ادامه مطلب  

حرف های دردلانه  

درخواست حذف این مطلب
 سلام به همه دوستان جان ایشالا که خوب وخوش باشید وایام به کام.امروز رئیس روسا نیستن یکم بیکارترم البته که وقتی نیستن کلی کارا بیشتره ولی امروز یکم کمتره کارم من از بیکاری بیزارم یه روز که کارم زیاد باشه حال وروزم بهتره ولی وقتی کارم کمتره بیشتر احساس خستگی میکنم خلاصه منم وخستگی ناپذیری چندروزیه اومدم خانه خواهری شوهرش رفته !!! یت وقتی من خانه نیستم خواهری وبرادرهم یه کمکی به مامان نمیکنن انقدر که تنبلن دیروز به بابا زنگ زدم یکم حال ندارب

ادامه مطلب  

زیارت+ عروسی  

درخواست حذف این مطلب
سلام به همه عزیزان ایشالا که تابستان خوبی رو گذروندین وپاییز رو با خوبی وخوشی آغاز کردین .دوشنبه از سرکار رفتم خانه کلی وسایل باید جمع می !!! تمام لوازم مورد نیاز رو اوردم چیدم رو تخت بعدش چمدون هارو اوردم بخاطر عروسی کلی قال ومنقال اضافه برای عروسی هم لازم بود مثل سشوار اطو مو لوازم آرایشی وغیره یه !!! مون وسایل عروسی بود و !!! دیگه وسایل معمولی کوله رو هم برداشتیم همه چی رو آماده گذاشتم خواهری اومد از سرکار اونم لباس هاش رو اورد خواهروبچه هاشم

ادامه مطلب  

جوک جدید 1 آذر+توضیحات مهم  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله   دوباره فعالیت را شروع میکینم انشا الله که از مطالب مستفیض!!!شید  در آینده اگر امکانش بود یه برنامه میسازم که با هم در تعامل باشیم و شما هم مشارکتی داشته باشید  و  سعی میکنم بین مطالب خیلی فاصله نزارم  دیگه این حداقل فاصله و فرصت نفس گیری ه !!! و سعی میکنم مطالب  از شعونات اخلاقی  برخوردار باشه             شما هم اینجا را به بقیه معرفی کنید  یه پیج اینستا هم دارم را میندازم  که از جوک تصویری برخورداره  آماده شد لینک شا میزارم   فونت زیب

ادامه مطلب  

داستان‌نویسی فروغ فرخزاد  

درخواست حذف این مطلب
  داستان‌نویسی فروغ فرخزاد یوسف نیک­ فام شش داستان کوتاه از فروغ فرخ‌زاد به یادگار مانده است. این داستانها شباهت بسیاری با هم دارند. نام تمامی داستانها با مضامین آنها ارتباط مستقیمی دارد. نویسنده احساسات، آرزوها و علایقش را در وجود یکی از شخصیتهای داستان ریخته است؛ حتی گاهی داستانهای او از جنبه‌ای «حدیث‌نفس»‌گونه برخوردار می‌شود. توصیفهای او اغلب عینی و تصوی !!! ردازانه است. داستانهای او فضایی تلخ و اندوهبار دارند. درونمایه داستانهای

ادامه مطلب  

۹۰۳  

درخواست حذف این مطلب
سلامخوبین؟ یه شنبه اس یا ۵شنبه؟ هر چی هست بسیار نی ت. امیدوارم این روزهای آ !!! ماه صفر به خیر بگذره. چقد بدم میاد !!! ایی که از آدم م میخوان بعد تهش کاری که خودشون میخوان رو انجام میدن. مس !!! ه میکنن؟ درددل ایرادی نداره ها. اما وقتی میگن تو بگو چی کار کنم بعد آدم راه میذاره جلوشون و بدون بررسی راهها کار خودشون رو میکنن باید کتکشون زد. دختر م از کارس اومده بود. هی میاد ناله میکنه بعد که بهش میگم فرصت بده به مدیرت واست دلیل کارش رو توضیح بده، محل به

ادامه مطلب  

۸۹۸  

درخواست حذف این مطلب
سلامهورااا هورااا تولد خودشه. تولد خود خودشدس بزنین شادی کنین. من اومدم هی هیبسه دیگه. قرتی بازی تموم.تو اون یکی اینستام تا حالا ع !!! سه تا کیک گذاشتم. خخخ کم کم دارم گندش رو در میارم. سیل تبریکات همچنان ادامه داره و من بسیار مشعوفم. خوب واسم لذت داره انقد دوستان حواسشون بهم هست و محبت دارن و وقت میذارن. اما از طرفی از حالا تو فکر جبرانشونم. دیروز دوستم با خواهرش اومدن کافه. واسم کتاب آوردن. ناهار به پیشنهاد خودش رفتیم آ اس پ. یه رستوران تیپ مکزیک

ادامه مطلب  

78- خاطره از  

درخواست حذف این مطلب
نوجوان بودم و توی سرم هزارجور شرارت و جنگولک بازی.. دو سه روزی بود که از خونه بیرون نیومده بودم بخاطر شیرین کاریها و دسته گلهایی که همش به آب میدادم.. سره محمود بیچاره رو ش !!! ته بودم و توی این چند روز مادرش بدجور توی کمینم بود.. بخاطر همین یه جورایی توی خونه زندانی بودم  طوری که برای رفتن به مدرسه مثل یوزپلنگ ها نامحسوس رفت و آمد می !!! .. اما حالا دیگه تقریبا آبها از آسیاب افتاده بود و داشتم میرفتم تا از اون کتاب گریددانگلیش رو بگیرم.. اون هم قو

ادامه مطلب  

79- جمکران  

درخواست حذف این مطلب
خب دارم میرم سفر پس این خاطره بمونه یادگاری در واقع چند تا پست پشت سرهم میذارم که تلافی ایامی رو که نیستم در بیارم غروب !!! بود.. دست از کار کشیدم و با عجله سعی !!! هر طور شده خودم رو به مسجد مقدس جمکران برسونم.. خب با محمد اومیدم کمربندی.. ساعت نزدیک 6 غروب بود.. دو ساعت راه بود.. دعای توسل ساعت 9 شب شروع میشد و 11 شب هم تموم میشد.. ساعت هفت شده بود ولی از ماشین خبری نبود.. ساعت 8 شد ولی هنوز بازم ماشین گیرمون نیومده بود.. محمد همش غرغر میکرد که ولش کن برگرد

ادامه مطلب  

دست چپ و راست  

درخواست حذف این مطلب
این روزا پروفسور کوچولو تازه داره دست چپ و راستشو میشناسه و توی مهد مدام باهاش تمرین میکنن که تا یکی دوهفته دیگه که سنجش بینایی شروع میشه کاملا یاد گرفته باشه .تو خونه ام هر وقت ازش میپرسم دست راستت کدومه دست راستشو میاره بالا البته بعضا اشتباه هم میکنه.پسر کوچولو بازی با برنج خام رو خیلی دوست داره پریروز که رفتم از سطل برنج بردارم اومد دنبالم و نشست پیشم اما چون من عجله داشتم سریع برنج برداشتم و رفتم اما میدونستم که اون داره به بازی !!! با برن

ادامه مطلب  

خاطرات یک پرستار- اورژانس 05  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم ساعت استراحتو رفتیم اورژانس! پر مورد تصادفی بود! یه پسربچه کوچولو به اسم !!! با مادرش اومده بودن،صندلی رو کشیدم جلوتر و نشستم جلوش،سرش ش !!! ته بود و خون ریخته بود سمت راست صورتش و رو گوشش و خشک شده بود!مادرش میگفت از روی پل افتاده!:/ با خودم گفتم پل؟! نه بابا! حتما پل روی جوبی چیزی میگه ! با اینحال انگار نه انگار،نه گریه میکرد و...لبه تخت نشسته بود و اطرافو نگاه میکرد! ادامه مطلب

ادامه مطلب  

تصمیمات یهویی!!!!  

درخواست حذف این مطلب
سلاملیکمخوبید؟میخوام تند تند بنویسم تا حس و حالش هست!راستش وقتی طولانی میشه چون میدونم نوشتنش وقت زیادی ازم میگیره،هی پشت گوش میندازم و اینجوری میشه که رو هم تلنبار میشه!حالا مینویسم تا ببینم تا کجا پیش میره!بذارید از چهارشنبه بگم که شب قبلش ساشا چند بار بالا آورده بود و حالش خوب نبود.شوهری هم که از یکی دو روز قبلش مریض بود و اداره نرفته بود.اون روزم بالا !!! ه قرار شد بره !!! .صبح پاشدیم و من زنگ زدم واسه ساشا نوبت گرفتم.خوبه !!! ایی که صبحها هم م

ادامه مطلب  

نکته‌هایی در زمینه ی اتاق کوچولوها  

درخواست حذف این مطلب
 توصیه‌هایی برای اتاق کودکان  توصیه‌هایی در زمینه ی اتاق کودکان:  وقتی کودکان نوپااند، یعنی حدود یک تا 3 سال دارد و شروع به حرکت !!! کرده، می بایست با اتاق کودکی وی با ایراد روبرو می شوید. کوچولو شما در این زمان عاشق این است که پویایی مستقلی داشته باشد، قصد دارد بازی کند و رشد حرکتی او روز به روز بیشتر می‌شود.کودک در اینزمان علاقه دارد آزادانه حرکت کند و از دیدن استقلال خود لذت می‌برد. شما باید فضایی برای گسترش !!! او فراهم کنید؛ جایی که بتوان

ادامه مطلب  

کارن مراقب 24 ساعته  

درخواست حذف این مطلب
سلام کوچول!  کارن از دل یه عالمه کتاب و دایره المعارف، یه لیست از خوراکیهایی که یه مادر باردار باید بخوره یا نباید بخوره، پیدا کرده و هر روز به من خاطر نشان میشه. مثلا من عاشق شکلاتم و متاسفانه این قلم توی لیست بدها جای گرفته، مجبورم اگه گاهی هوس شکلات م یواشکی بخورم! در مورد قهوه و اثرات منفی کافئین خیلی شنیدم اما آخه شکلات؟؟؟ خلاصه که من تا شکلات می بینم عین یه بچه ی پنج ساله می شم که تاب و تحمل نداره. راستشو بخوای اولین خاطره ای که کلا از بچگ

ادامه مطلب  

توصیه‌هایی در مورد اتاق کودکان  

درخواست حذف این مطلب
 توصیه‌هایی در مورد اتاق نوزادان  نکته‌هایی در مورد اتاق کوچولوها:  زمانی نوزادان نوپااند، یعنی تقریبا یک الی سه سال دارد و استارت به راه رفتن کرده، می بایست با اتاق کودکی وی با ایراد روبرو می شوید. کوچولو شما در این سن دلش می‌خواهد حرکات بشخصه داشته باشد، قصد دارد شیطنت کند و رشد حرکتی او هر روز افزایش می یابد.کودک در اینزمان دوست دارد آزادانه حرکت کند و از دیدن استقلال خود لذت می‌برد. شما باید فضایی برای گسترش !!! او فراهم کنید؛ جایی که ب

ادامه مطلب  

تماما مخصوص / عباس معروفی  

درخواست حذف این مطلب
نام کتاب: تماما مخصوص نویسنده : عباس معروفی   داستان از زبان شخصی ایرانی به نام عباس که در سال های اول بعد از انقلاب از ایران فرار کرده و تنها در برلین زندگی می کنه روایت می شود.شخصی که دچار نوعی استیصال و سردرگمی شده و هیچ چیز او را به حس رضایت و خوشبختی نمی رساند. در واقع گفتگوهای درونی و اتفاقات زندگیش رو در یک بازه ی چند ماهه از زبان خودش می خوانید. برداشت من از کتاب : عباس ایرانی رو مه نگار !!! که در جریانهای !!! – اجتماعی دهه شصت ایران، پس از !!!

ادامه مطلب  

تمرین مهارت رو خوانی ونوشتاری کلاس دوم لبخند برای روز پنج شنبه  

درخواست حذف این مطلب
دختر گل:کلمات زیر را 5بار بخوان بعد دستت را روی آن ها بگذار واملای آن ها را زیرش بنویس. پاییز    خنک    ملایم    پرندگان    نظم    ایستاده    احوال پرسی    می خواست    می وزید    برگه    کاغذ     پاکت    صورت    بچه ها    پیشنهاد    رایانه    مجله    دانا    م    تشکر    مفید    مناسبی    بخوانیم    دقیقه     هم فکری    انتخاب    گفت وگو    تخته    ویژه     !!!    پیدا کرده ایم    تازه    ساده    ستاره   مسجد محله ما کتابخانه    خوش حال    بنایی    می خ

ادامه مطلب  

اولین اردو در دوره اول متوسطه  

درخواست حذف این مطلب
سلااام بچه هااوای امروز خیلی خوب بود کلی خندیدیمخب اولش که رفتیم مدرسه رفتیم !!! خونهزیارت عاشورا داشتیم ولی منو یاسی داشتیم نظر سنجی تفکرو مینوشتیمهر موقعم عابدینی میدومد طرفمون همه چیزا جمع میشدنهیچی رفتیم کلاس زنگ اول بختیاری اومدداشت درباره بزرگواری !!! حرف میزداون داستانه که مرده به !!! چیز میگه بعد مریض میشه !!! میره عیادتش رو گفتبعدش گفت خودتونو بزارید جای !!! چکار میکردین؟خودش گفت:به من فحش میدی؟چشماتو در میارمفلان فلانت میکنم پدرت در

ادامه مطلب  

دوست دارم داوودی روووو اوووووو  

درخواست حذف این مطلب
سلاااام بچه هااااواااای امروزدنمیدووونید چیشددددشاید باورتوووون نشه منم هنوز باورم نشده..خب اول بگم یاسمنگولای بیشعور جای خالی !!! ب من تو مهمونی بودم اس داد زنگ بزنمگفتم بزنزنگ زد گفت من اومدم شنال فردا نمیامبه عاقا سرویس بگووواخههه یاسی مردشور مردهمن میخوام سر به تن یارو نباشهاهههههخلاصه صبحم با حرص بیدار شدممممرفتم سوار سرویس که شدمبدووون سلام گفتم عاقای چیز خانوم ... امروز نمیاداونم صداشو نازک کرد گفت یعنی نریم دنبالش؟من گفتم نععععع

ادامه مطلب  

فرشته زمینی  

درخواست حذف این مطلب
سلااااااااااااام امروز رووووزی بوود بسی باحا !!! یرا با فرشته جون کلاس داشتیم(فرشته شاطریان نه هااا فرشته داوودی)خب زنگ اول که ریاضی داشتیم خبر خاااصی نبود درس داد فقط.....................(اینو چون یکم خصوصیه تو مطلب رمزدار میزارم تو  پست بعدی فقط به بعضیااااااااا میدمششش)هیچی داشتیم میرفتیم دستشویییدفعه فرشته جونو دیدیم رفت تو دفتر یاسی هم خواست جلو عابدینی خودشیرینی کنهرفت جلوش چند تا سوال الکی پرسید ازش بیکااااارزنگ بعدددد علوووووو

ادامه مطلب  

برابری  

درخواست حذف این مطلب
خواندن چند کتاب با هم هیچ فایده ای ندارد چون از هر چمن گلی میشود! من هستم که از این کارها میکنم.این هفته که گذشت رفتم سر کار و یکروز هم از خانه کار !!! . مدیر پروژه بودن هم خوبه هم سختیهای خودش را دارد ولی خوب تو این چند سال جز چند مورد کارم همیشه خوب پیش رفته. حالا مدتهاست فکر جدیدی در سرم دارم که یکروز پیاده خواهد  شد. این هفته نشد یوگا بروم ولی کار بهتری !!! و آن کوتاه !!! موهام بود؛ پیاده روی سر جایش بود  و جیم را هم استفاده !!! .پنج شنبه رفتم !!

ادامه مطلب  

سر آشپز ایشان  

درخواست حذف این مطلب
یکشنبه زود بیدار شدم و صبحانه را آماده میکنم و سیب زمینی و تخم مرغ و مرغ میپزم برای سالاد الویه ناهارمان.تند خانه را گردگیری میکنم و دستشویی ها را تمیز میکنم و دوشی میگیرم و ساعت ۱۰ با دو ماشین جدا میرویم بیرون چون میدونم اداهای ایشان را. پشت چراغ قرمز در کنار هم ایستادیم. ایشان شیشه را پایین میدهد و میپرسم آن کیسه را دم در بود برداشتی کجا گذاشتی؟  میپرسد کدام کیسه؟! خوب تازه یک چیزهایی که برای تست لازم دارد هم نیاورده؛  برمیگردم خانه

ادامه مطلب  

ایده هایی برای جشن تولد دخترها  

درخواست حذف این مطلب
صحبت امروزمون در مورد جشن تولد هست اونم جشن تولد دخترونه ! جشن تولد ها با شور و هیجان خیلی زیادی همراه هست، مخصوصا تو سن شش تا 12 سالگی. ایده های خیلی زیادی برای برگزاری یه جشن عالی وجود داره. احتمالا اگه یه دختر کوچولو دارین تو این فاصله سنی باید یه جشن تولد خوب براش بگیرین. خوب یعنی اینکه برای اون خوب باشه یعنی با دوستاش و هم سن و سالای خودش. جشن تولد خودش یه سو !!! رایز عاالی محسوب میشه یعنی می تونه خودش به تنهایی یه کادو باشه. در کل سو !!! رایز !!!

ادامه مطلب  

جشن تولد یک سالگی کودک  

درخواست حذف این مطلب
جشن تولد یک سالگی کودک جشن تولد از جمله روزهای مهمه زندگی هر !!! یه، اما جشن تولد یک سالگی یکمی متفاوته، دلیلشم اینه که پدر و مادرها کلی ذوق و شوق دارن که برای اولین تولد کودک خودشون سنگ تموم بذارن. اگه جشن تولد یک سالگی کودک دلبندتون نزدیکه باید بدونین که این جشن تولد می تونه هر تمی داشته باشه اون بستگی به سلیقه خودتون داره. این ویدیو که امروز براتون می ذاریم تم های جشن تولد یک سالگی کودک هست البته فقط برای پسرها ! بعدا تم های جشن تولد دخترونه

ادامه مطلب  

صداقت و آرامش  

درخواست حذف این مطلب
یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می !!! . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد؛ اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو د و خوابش برد؛ ولی پسر

ادامه مطلب